با سلام خدمت همه عزیزان
امروز اومدم تا عید رو به همه تبریک بگم. امیدوارم هر روزتون عید باشه و هر دقیقه زندگیتون بوی تازگی و طراوت بهار رو بده.اینم از سال 88 یه شروع دیگه تو زندگی همه مون شروعی که واسه یکی آغازگر صعود به جاییه که خودشون هم انتظارشو نداشتن و واسه یکی دیگه آغازگر افول و زوال ، و واسه یکی دیگه هم ادامه روزمرگی و زندگی ماشینی بدون اینکه آب از آب تکون بخوره و تحولی در زندگیشون رخ بده. مهم نیست که ما جزو کدوم دسته از اینا باشیم مهم اینه که آدم تو هر جایگاهی که باشه خودشو گم نکنه و بدونه کیه و کی بود ، از کجا اومده و به کجا می ره ، مهمتر از همه اینکه در همه حال به دیگران کمک بکنه (البته این جور آدمی که در حد تیم ملی باشه پیدا نمی شه و یه چیزی در حد یوزارسیفه ولی ما که نمی تونیم یوزارسیف باشیم ، نینی سابو هم نمی تونیم باشیم؟
) داشتم چی می گفتم؟ آره می گفتم که آدم هیچ وقت نباید خودشو گم کنه و با دیگرون با تکبر برخورد کنه. برای نمونه به مثال زیر توجه کنید:
من یه استادی داشتم که همون جلسه اول اومد سر کلاس و گفت: قبل اینکه من بیام کلاس وایت بورد باید مثل دلتون پاک و تمیز باشه ، آقایون حق ندارن با موی بلند سر کلاس بیان(منم که دلم افتاد تو جورابم
) ، خانوما حق ندارن به دستشون لاک بزنن و آرایش کنن آدم که با دستک و دمبک به مجلس عزا نمی ره، و دست آخر هیشکی حق نداره 1 دقیقه هم دیر بعد من بیاد سر کلاس.(ما که بخیل نیستیم انشالله هر جا باشن خدا حفظ شون کنه
)
از این طرف هم یه استادی داشتیم که روم به دیوار، گلاب به روتون کم مونده بود وسط کلاس چهار زانو بشینه با تک تک بچه ها ( کباب کباب) بازی کنه.
حالا جون من شما خودتون قضاوت کنین شما باشین سر کدوم کلاس می شینین؟ البته بعضی ها غرور رو با تکبر اشتباهی می گیرند به نظر من غرور چیز خوبیه. اون کارگری که از صبح تا شب کار می کنه تا پول بخور نمیر گیرش بیاد و دست نیاز پیش این و اون دراز نکنه یه آدم مغروره
.
این ها حرف هایی بود که یه جایی تو اون ته ته ته دلم جا خوش کرده بود . حالا روی صحبت من با اونایی هست که این متن رو می خونن و احساس می کنن یه کم متکبر تشریف دارند. جون من تو این سال جدید از یه پنجره جدید به دنیا نگاه کن، خوبی های مردمو با خوبی جواب بده
، تو سلام کردن به همه پیشدستی کن
، یه کم خودتو از اون بالا بکش پایین
، بدی های دیگرون رو به روشون نیار، زندگی خیلی زیباتر از این هاست که ما فکرشو می کنیم.فقط کافیه انتظارات مون رو تعدیل کنیم فقط همین.